تبلیغات
هر چی تو بگی - « ببخشید آقا می‌تونم به خانومتون نگاه کنم !؟ »
 
هر چی تو بگی
 
 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد.

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد، همان طور مودبانه و متین ادامه داد.

خیلی عذر می‌خوام، فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.

مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

اگه از داستان خوشتون اومد نظر بدین





نوع مطلب : داستان های خواندنی، 
برچسب ها : « ببخشید آقا می‌تونم به خانومتون نگاه کنم !؟ »، داستان فوق العاده زیبا، داستان 90، داستان جدید، داستان عبرت آموز، دانلود داستان زیبا، داستان باحال و خواندنی، داستان، قصه، داستان های زیبا، داستان ببخشید آقا می‌تونم به خانومتون نگاه کنم، ببخشید آقا می‌تونم به خانومتون نگاه کنم، داستان سال نود، داستان های عبرت آموز، دانلود داستان ها، قصه های زیبا و جدید،




درباره وبلاگ


سلام من سعید امینا رشته مهندسی شیمی هستم.
آدرس ایمیل: saeedloved@yahoo.com


((برای افزایش محبوبیت وبلاگ در گوگل بر روی 1+ کلیک کنید))

مدیر وبلاگ : سعید امینا
ابزاروبلاگ
مطالب اخیر
ابزار وبلاگنویسان
نویسندگان
نظرسنجی
چه برندی بهترین لپ تاپ ها و تبلت ها را چه از نظر کیفیت چه از نظر قیمت در حال حاظر عرضه میکند؟؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :